روزی روزگاری، تصویر یک «معتاد» در ذهن ایرانی، مردی میانسال و ژولیده در حاشیه شهر بود که تریاک می‌کشید. اما آن تصویر، متعلق به گذشته‌ای نه چندان دور است. امروز، چهره جدید مصرف‌کننده مواد در ایران، یک نوجوان درس‌خوان، با موهای مرتب، گوشی آیفون در دست و کیف مدرسه روی دوش است. او ممکن است در بهترین مدرسه منطقه درس بخواند، پدرش پزشک باشد و مادرش معلم.

تحول اساسی که کمتر کسی درباره آن صحبت می‌کند، مهاجرت نسل جوان از مواد سنتی افیونی به سمت مواد محرک صنعتی و داروهای تجویزی است. تریاک، که روزگاری پادشاه مواد مخدر ایران بود، در میان نسل جدید مشتریان خود را از دست داده است. پژوهش‌ها نشان می‌دهد مصرف مادام‌العمر تریاک در میان دانشجویان پسر بین سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۸ حدود ۹ درصد کاهش یافته است. اما این خبر خوبی نیست. چرا؟ زیرا کاهش مصرف تریاک به معنای کاهش کلی مصرف نیست؛ بلکه نسل جوان صرفا «سبد خرید» خود را عوض کرده است. به جای تریاک، به سراغ گل، حشیش، ماری‌جوانا، شیشه و داروهای تجویزی مثل ریتالین رفته‌اند.

این تغییر الگو، یک فاجعه خاموش است. مواد محرک، برخلاف تریاک که مصرف‌کننده را آرام و بی‌حال می‌کند، به مغز نوجوان شوک انرژی و لذت کاذب وارد می‌کنند و خیلی سریع‌تر باعث وابستگی روانی شدید می‌شوند. جوانی که شیشه مصرف می‌کند، ممکن است سه روز نخوابد، توهم ببیند، دست به خشونت بزند، و بعد از فروکش کردن اثر ماده، چنان افسردگی وحشتناکی را تجربه کند که برای رهایی از آن، باز هم سراغ همان ماده برود. این چرخه معیوب، بسیار سریع‌تر از اعتیاد به تریاک قربانی می‌گیرد.

پژوهش ملی حادیان‌فرد و همکاران در سال ۲۰۲۵، روی ۹,۴۰۲ دانش‌آموز دبیرستانی در سراسر ایران انجام شده نشان می دهد ۳۹.۲درصد – یعنی تقریبا ۴ نفر از هر ۱۰ دانش‌آموز – گزارش داده‌اند که حداقل یک بار در طول زندگی خود، مادۀ غیرمجاز یا الکل مصرف کرده‌اند. از این جمعیت، ۲۸.۶درصد (بیش از یک‌چهارم کل دانش‌آموزان) در ۳۰روز گذشته هم مصرف داشته‌اند.

یعنی اینها فقط «تجربه‌گر» نیستند؛ اینها مصرف‌کنندگان فعال هستند، و در همین لحظه که شما این مقاله را می‌خوانید، شاید یکی از آن‌ها پشت میز کلاس نشسته باشد، چشمانی قرمز و مردمک‌هایی غیرعادی بزرگ یا کوچک داشته باشد، و معلم و همکلاسی‌هایش چیزی نفهمند.

اما هولناک‌ترین یافته این پژوهش، عدد دیگری است: ۵۳ درصد از مصرف‌کنندگان با سابقه، و ۴۷.۱ درصد از مصرف‌کنندگان فعال، پلی‌مصرفی دارند. یعنی از هر دو نوجوانی که مواد مصرف می‌کنند، یکی از آن‌ها بیش از یک نوع ماده مصرف می‌کند. ترکیب‌های خطرناکی مثل «سیگار + الکل + حشیش»، «تریاک + شیشه»، یا «ریتالین + الکل». این ترکیب‌ها، اثرات هر ماده را چند برابر می‌کنند و خطر اوردوز، تشنج، ایست قلبی و مرگ ناگهانی را به شدت افزایش می‌دهند.

اگر از شما بپرسم «کدام مدرسه بیشتر در معرض اعتیاد دانش‌آموزان است؟»، احتمالا جواب می‌دهید «مدارس حاشیه شهر، مناطق محروم، با والدین بی‌سواد». اما آماری که این پژوهش فاش کرده، دقیقا برعکس این تصور است. یکی از قوی‌ترین عواملی که با مصرف بیشتر مواد در میان دانش‌آموزان مرتبط بود، تحصیل در مدارس غیردولتی بود. بله، درست خواندید. مدارسی که پدر و مادرها برای امنیت و کیفیت بیشتر، هزینه‌های گزاف می‌پردازند تا فرزندشان را به آنجا بفرستند.

چرا مدارس غیردولتی؟ پاسخ ساده نیست، اما محققان چند حدس می‌زنند:

  • اول: در دسترس بودن پول توجیبی بالاتر. نوجوانانی که پول بیشتری در جیب دارند، راحت‌تر می‌توانند مواد تهیه کنند.
  • دوم: فشار تحصیلی بالاتر. مدارس غیردولتی معمولاً رقابت و فشار برای قبولی در کنکور را شدیدتر می‌کنند، و این فشار، برخی دانش‌آموزان را به سمت مصرف مواد محرک مثل ریتالین یا حتی شیشه برای «بیدار ماندن و درس خواندن بیشتر» سوق می‌دهد.
  • سوم: دسترسی آسان‌تر به منابع. شبکه‌های فروش مواد در ایران، به خوبی می‌دانند که مدارس مرفه‌ترین منطقه، بهترین مشتریان را دارند.

این یافته یک پیام روشن دارد: هیچ مدرسه‌ای، هیچ محله‌ای، هیچ خانواده‌ای در برابر این بحران مصون نیست. نه پول، نه مدرک تحصیلی والدین، و نه منطقه خوب شهر، تضمینی برای دور ماندن فرزندتان از مواد نیست.

مواد مخدر

در میان تمام عواملی که پژوهشگران بررسی کردند، یک عامل وجود داشت که از همه قوی‌تر بود. در مطالعه‌ای که روی کودکان و نوجوانان خیابانی در زاهدان انجام شد، محققان به این نتیجه رسیدند: اگر در خانواده‌ای سابقه مصرف مواد وجود داشته باشد، خطر مصرف برای کودک آن خانواده ۷.۵۳ برابر بیشتر از خانواده‌ای است که چنین سابقه‌ای ندارد. این عدد، یکی از بالاترین نسبت‌های شانس (Odds Ratio) است که در پژوهش‌های ایرانی ثبت شده است.

معنی این عدد ساده است: اعتیاد، یک بیماری ارثی است، اما نه از طریق ژن – از طریق تکرار. پسری که پدرش هر شب تریاک می‌کشد، یا دختری که مادرش برای کاهش استرس از داروهای آرامبخش بدون تجویز استفاده می‌کند، این الگوها را «عادی» می‌بیند. مغز کودک در سال‌های حساس رشد، این رفتارها را به عنوان «راه حل طبیعی برای مشکلات زندگی» درون‌ریزی می‌کند.

این یافته، مسئولیت را به شکل هولناکی بر دوش والدین می‌گذارد. شاید شما فکر کنید «بچۀ من از حرف من حرف شنوی دارد». اما حرف شما، در مقابل عمل شما، هیچ وزنی ندارد. کودکی که پدرش را در حال مصرف می‌بیند، هرگز حرف «مواد نخور» شما را جدی نخواهد گرفت. و این، تلخ‌ترین واقعیت این بحران است: بیشترین آسیب، نه از دست دوستان ناباب، که از درون خانه و از دست کسانی می‌رسد که بیشتر از همه دوستشان داریم.

متیل‌فنیدات (ریتالین)، دارویی که برای درمان بیش‌فعالی و نقص توجه در کودکان تجویز می‌شود، در چند سال اخیر به یکی از محبوب‌ترین مواد میان دانشجویان و دانش‌آموزان ایرانی تبدیل شده است. پژوهش دانشگاه علوم پزشکی تهران نشان می‌دهد ۲.۹ درصد از دانشجویان در ۱۲ ماه گذشته ریتالین مصرف کرده‌اند. این عدد ممکن است کوچک به نظر برسد، اما روند رشد آن نگران‌کننده است.

مشکل ریتالین چیست؟ اول: توهم ایمنی. چون یک داروی تجویزی است، مصرف‌کنندگان فکر می‌کنند «ضرر کمتری دارد» یا «اصلاً ضرر ندارد». این در حالی است که مصرف خودسرانه و بدون نظارت پزشک ریتالین، عوارضی مثل تپش قلب شدید، اضطراب، بی‌خوابی مفرط، توهم و در موارد مصرف طولانی‌مدت، اختلالات خلقی و روان‌پریشی ایجاد می‌کند. دوم: دروازه ورود به مواد سنگین‌تر. بسیاری از کسانی که با ریتالین شروع می‌کنند، بعد از مدتی که اثر آن را «نمی‌گیرند»، به سراغ مواد محرک قوی‌تری مثل شیشه می‌روند. ریتالین، یک نقطه ورود آرام و کم‌خطر به نظر می‌رسد، اما می‌تواند اولین حلقه از زنجیره‌ای باشد که به فاجعه ختم می‌شود.

پاسخ، بر اساس مطالعه ملی، به دو کلمه خلاصه می‌شود: جستجوی لذت و تسکین تنش. این دو انگیزه، به ظاهر ساده، در واقع پرده از یک واقعیت عمیق برمی‌دارند: نوجوانان ایرانی، چه از سر کنجکاوی و تفریح، چه از سر فرار از فشارهای روانی و خانوادگی، به موادی پناه می‌برند که مغزشان را در کوتاه‌مدت آرام یا پرانرژی کند.

معنی این یافته چیست؟ یعنی آگاهی‌بخشی ساده، جواب نمی‌دهد. اینکه به نوجوان بگوییم «مواد ضرر دارد»، مثل این است که به یک آدم تشنه در بیابان بگویید «آب نخور، تشنگی خوب است». او می‌داند، اما راه دیگری بلد نیست. نوجوانی که راهی برای «لذت بردن» بدون مواد بلد نباشد، یا راهی برای «آرام شدن» هنگام استرس نداشته باشد، سراغ مواد خواهد رفت.

پژوهشگران پیشنهاد می‌کنند باید به نوجوانان جایگزین‌های سالم برای لذت و تسکین آموزش داد. ورزش، موسیقی، هنر، روابط عاطفی ایمن، مهارت‌های مدیریت استرس و حل مسئله – اینها موادی نیستند که در قرص و پودر فروخته شوند، اما می‌توانند همان نیازی را برآورده کنند که نوجوان به خاطر ارضای آن، دست به مصرف مواد می‌زند.

یکی از ترسناک‌ترین بخش‌های بحران اعتیاد در ایران، چیزی است که در پژوهش‌های جهانی به آن «مواد ناشناس» می‌گویند. در یک متاآنالیز بزرگ روی ۱۹۰ مطالعه جهانی، مشخص شد که در ۴۳ مطالعه محققان نتوانسته‌اند کلاس شیمیایی دقیق مواد مصرفی را شناسایی کنند. این یعنی حجم عظیمی از مواد در بازار سیاه وجود دارند که ترکیباتشان کاملا ناشناخته است.

وضعیت در ایران، به دلیل قاچاق پیچیده مواد و نبود آزمایشگاه‌های پیشرفته برای آنالیز، احتمالا بدتر از میانگین جهانی است. یعنی هزاران نوجوان ایرانی، هر روز ماده‌ای مصرف می‌کنند که هیچ کس نمی‌داند دقیقا چیست. ممکن است یک ماده محرک خفیف باشد، ممکن است ترکیبی مرگبار از فنتانیل (۵۰ برابر قوی‌تر از هروئین) باشد. ممکن است در یک بسته، ماده یکسان و در بسته دیگر، چیز کاملا متفاوتی باشد.

این وضعیت، یک فاجعه است. نه نوجوان می‌داند چه می‌خورد، نه خانواده، نه پزشک اورژانس. وقتی یک مصرف‌کننده با اوردوز به بیمارستان می‌رسد، پزشک نمی‌داند چه پادزهری تزریق کند. گاهی، آن نوجوان می‌میرد، بدون اینکه حتی کسی بفهمد دقیقا چه چیزی او را کشت. این، تلخ‌ترین بخش بحرانی است که مقاله‌ها و هشدارها هم نمی‌توانند جلوی آن را بگیرند.

ما با یک اپیدمی خاموش روبروییم. اپیدمی‌ که در آن ۳۹ درصد دانش‌آموزان مواد مصرف کرده‌اند، ۵۳ درصد مصرف‌کنندگان پلی‌مصرفی دارند، و قوی‌ترین عامل خطر، سابقه مصرف در خانواده است. اپیدمی‌ که از مدارس غیردولتی شروع می‌شود و به خیابان‌های زاهدان ختم می‌شود. اپیدمی‌ که ریتالین را تبدیل به ماده‌ای محبوب کرده و مواد ناشناس، هزاران جوان را در تاریکی کامل رها کرده است.

راه حل این بحران، این واقعیت ساده است که نوجوان ایرانی، پیش از هر چیز، به کسی نیاز دارد که به حرفش گوش دهد، استرسش را بفهمد و بدون قضاوت، به او یاد بدهد چطور بدون مواد، لذت ببرد و آرام بگیرد.

منابع: nufind.nu.edu، semanticscholar، pmc.ncbi.nlm.nih، journals.lww، brieflands

اشتراک‌ها:
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *