چرا ختنه زنان انجام می شود؟ بررسی این معضل در ایران

سازمان جهانی بهداشت (WHO)، ختنه زنان (FGM) را به عنوان “تمام اقداماتی که شامل برداشتن جزئی یا کلی اندام تناسلی خارجی زن یا ایجاد آسیب به اندام تناسلی زن به دلایل غیرپزشکی باشد” تعریف میکند. این عمل هیچ گونه فایده پزشکی یا بهداشتی ندارد و برعکس، نقض آشکار حقوق بشر و نوعی خشونت ساختاری علیه دختران و زنان محسوب میگردد. این عمل معمولاً بر روی دختران خردسال و بین دوران نوزادی تا ۱۵ سالگی انجام میشود و قربانیان اغلب توانایی مقاومت یا ابراز آگاهی در برابر آن را ندارند.

بر اساس آخرین آمار یونیسف، بیش از ۲۳۰ میلیون دختر و زن در سراسر جهان تحت این عمل قرار گرفته اند. این آمار تکان دهنده نشان میدهد که ختنه زنان تنها محدود به قاره آفریقا نیست، بلکه در مناطقی از آسیا و خاورمیانه نیز رواج دارد. آفریقا با بیش از ۱۴۴ میلیون نفر، بیشترین آمار را دارد و پس از آن آسیا با بیش از ۸۰ میلیون و خاورمیانه با حدود ۶ میلیون نفر در رتبه های بعدی قرار دارند. سالانه نزدیک به ۳ میلیون دختر دیگر در معرض خطر انجام این عمل قرار می گیرند.

سازمان جهانی بهداشت، ختنه زنان را به چهار نوع اصلی دسته بندی کرده است.

  • نوع اول (Type I) شامل برداشتن جزئی یا کامل کلیتوریس (Glans Clitoris) و یا پیش پوست آن (Clitoral Hood) است.
  • نوع دوم (Type II) برداشتن جزئی یا کامل کلیتوریس به همراه لابیا مینورا (چین های داخلی واژن) با یا بدون برداشتن لابیا ماژورا (چین های خارجی) میباشد. هر دوی این نوعها به عنوان شایعترین اشکال ناقصسازی شناخته میشوند و حدود ۸۵ درصد موارد را شامل میگردند.
  • نوع سوم (Type III) که شدیدترین شکل آن محسوب میشود، “انفیلاسیون” نام دارد. در این روش، دهانه واژن با برش و جابه جایی لابیا مینورا یا ماژورا و گاهی دوختن آنها باریک یا مسدود میشود. این نوع به منظور کنترل شدید بر تمایلات جنسی زنان انجام میپذیرد.
  • نوع چهارم (Type IV) نیز شامل تمام اقدامات مضر دیگر مانند سوراخ کردن، برش دادن، سایش، سوزاندن یا خراشاندن ناحیه تناسلی به دلایل غیرپزشکی می شود. شدت عوارض معمولاً متناسب با پیشرفتگی نوع انجام شده افزایش می یابد.
ختنه زنان

ریشه های ختنه زنان عمیقاً در باورهای فرهنگی، سنت های قبیله ای و گاهی تفاسیر نادرست دینی نهفته است. در مناطقی از ایران مانند استانهای کردنشین و هرمزگان، یکی از اصلی ترین دلایل انجام این عمل، باور به وجوب شرعی است. برخی این عمل را به عنوان “سنت پیامبران” یا “شرط مسلمانی” زنان تلقی میکنند؛ باوری که ریشه در احادیث ضعیف و تفاسیر شخصی دارد، در حالی که در قرآن هیچ اشاره مستقیمی به این عمل وجود ندارد.

علاوه بر انگیزه های مذهبی، دلایل فرهنگی دیگری نیز در تداوم این سنت مضر نقش دارند. بسیاری از جوامع محلی معتقدند که ختنه زنان باعث کاهش انحرافات اخلاقی، حفظ پاکدامنی، کنترل تمایلات جنسی زن و افزایش شانس ازدواج او می شود. همچنین برخی تصورات غلط دیگر مانند اینکه “ختنه باعث نازایی نمی شود” یا “زنان ختنه شده بیشتر پسر می زایند” در میان این جوامع رواج دارد. این باورها در حالی است که هیچ پایه علمی ندارند و ریشه در خرافات کهن دارند.

ختنه زنان عوارض کوتاه مدت و بلندمدت بسیار جدی به همراه دارد. عوارض فوری این عمل شامل درد شدید، خونریزی های خطرناک، شوک، عفونت های مقاوم (از جمله کزاز)، تب، مشکلات ادراری و حتی مرگ است. از آنجایی که این عمل اغلب توسط افراد محلی و بدون بیهوشی و در شرایط غیربهداشتی و با وسایل غیراستریل (مانند تیغهای اصلاح) انجام می شود، خطر ابتلا به بیماری های واگیردار مانند هپاتیت و ایدز نیز وجود دارد.

عوارض بلندمدت نیز بسیار گسترده و ناتوان کننده هستند. زنان قربانی ختنه با مشکلاتی نظیر دردهای مزمن لگن، کیستها و آبسه های تناسلی، عفونتهای مکرر مجاری ادراری و واژن، اختلالات قاعدگی، رابطه جنسی دردناک، کاهش شدید لذت جنسی و ناباروری مواجه می شوند. از نظر روانشناختی نیز آمارها نگران کننده است؛ زنان ختنه شده تقریباً ۳ برابر بیشتر در معرض خطر افسردگی و اضطراب و ۴.۴ برابر بیشتر در معرض اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) هستند. همچنین در هنگام زایمان، این زنان بیش از دو برابر بیشتر در معرض خونریزی شدید و زایمان طولانی قرار دارند و نوزادان آنان با خطر بیشتری برای مرگ مواجه میشوند.

برخلاف تصور عمومی که این عمل را منحصر به آفریقا می داند، ختنه زنان در ایران نیز انجام می شود و این واقعیتی تلخ اما انکارناپذیر است. استان هایی که این عمل در آنها گزارش شده، عمدتاً شامل هرمزگان (به ویژه جزیره قشم)، استانهای کردنشین (کردستان، کرمانشاه، ایلام و بخشهایی از آذربایجان غربی) و همچنین لرستان (خرم آباد، الشتر و کوهدشت) می باشند. بر اساس برخی برآوردهای محلی، میزان شیوع ختنه در میان جمعیت زنان برخی مناطق مانند قشم می تواند بین ۷۰ تا ۸۰ درصد باشد.

روش انجام این عمل در ایران اغلب به صورت نوع I و II (برداشتن بخشی از کلیتوریس یا لابیا مینورا) است. اجرای آن بر عهده زنان مسن محلی، ماماهای سنتی یا مادران است و با وسایل بسیار ابتدایی مانند تیغ اصلاح و بدون استفاده از بی حسی انجام می گیرد. برای بند آوردن خون از خاکستر چوب استفاده می شود که خود عامل عفونت های شدید است.

وضعیت قانونی ختنه زنان در ایران پیچیده و مبهم است. از یک سو، هیچ قانون خاص و مستقلی که به صراحت این عمل را جرم اعلام کرده باشد در ایران وجود ندارد. حدود ۱۳۷۰ شمسی این عمل در چارچوب قوانین کیفری قابل پیگرد دانسته شده است. طبق ماده ۶۶۳ قانون مجازات اسلامی، “قطع یا ناقص کردن اندام تناسلی زن” مشمول دریافت دیه است و از نظر شرعی و کیفری، عمل ختنه می تواند تحت عنوان “ضرب و جرح عمدی” مورد پیگرد قرار گیرد.

چالش اصلی در اجرای قانون، خلأهای موجود و همچنین ترس مقامات دولتی از برانگیختن حساسیت های مذهبی و قومی در مناطقی است که این عمل رواج دارد.

یکی از بزرگترین موانع برای مبارزه با ختنه زنان در ایران، کمبود آمار و تحقیقات جامع ملی در این زمینه است. دولت ایران تاکنون آمار رسمی و سراسری در مورد شیوع این پدیده منتشر نکرده و برخی گزارشها حاکی از “انکار وضعیت موجود” توسط مقامات دولتی است. این فقدان داده های شفاف، ارزیابی دقیق ابعاد بحران و طراحی برنامه های پیشگیرانه مؤثر را دشوار میسازد. فعالان حقوق زنان معتقدند که حساسیت های سیاسی و مذهبی باعث شده تا این موضوع به عنوان یک “تابو” در فضای عمومی باقی بماند.

جامعه جهانی ختنه زنان را به عنوان یک اقدام نقض کننده حقوق بشر، نوعی شکنجه و تبعیض جنسیتی تلقی میکند. سازمان ملل متحد این عمل را در ردیف خشونت های شدید علیه زنان قرار داده و برنامه توسعه پایدار (SDG ۵.۳) هدف مشخصی برای حذف کامل این پدیده تا سال ۲۰۳۰ تعیین کرده است. کشورهای مختلف از جمله بسیاری از کشورهای اروپایی، آمریکا، کانادا و استرالیا قوانین سختی برای جرم انگاری این عمل – حتی اگر در خارج از مرزهای آن کشورها انجام شده باشد – وضع کرده اند.

ختنه کردن زنان می تواند عوارض زیادی داشته باشد که در جدول زیر انواع مختلف عوارض را می توانید مشاهده کنید.

عوارض کوتاه مدت (فوری)عوارض بلندمدت (مزمن)عوارض بارداری و زایمانعوارض روانشناختی
درد شدید بدون بیهوشیدرد مزمن لگنیزایمان طولانی (دیستوسی)اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)
خونریزی خطرناک (تا حد شوک)کیست و آبسه در محل بخیهپارگی شدید پرینه (درجه ۳ و ۴)افسردگی مزمن (۳ برابر بیشتر)
عفونت‌های شدید (کزاز، سپسیس)عفونت مکرر ادراریخونریزی شدید پس از زایماناضطراب فراگیر و حملات پانیک
احتباس ادراری (ناتوانی در دفع ادرار)عفونت مکرر واژینال و لگنیافزایش ۲ تا ۳ برابری سزارین اورژانسیکاهش شدید عزت نفس
تب و التهاب منتشربی‌نظمی قاعدگی (دیسمنوره، احتباس خون)مرگ جنین یا نوزاد به دلیل هیپوکسیاحساس خشم، خیانت و محرومیت
شوک عصبی – عاطفی ناشی از ترسبوی بد مزمن ناحیه تناسلینیاز به جراحی دفیبولاسیون قبل از زایمانترس از رابطه جنسی و صمیمیت
انتقال HIV، هپاتیت B و Cتشکیل بافت اسکار و کلویید (تنگی واژن)ادم و انسداد راه خروجی جنین (در نوع III)احساس ناقص بودن و تفاوت با دیگران
مرگ در موارد شدیدناباروری (به دنبال عفونت یا انسداد)افزایش مرگ و میر مادرانانزوای اجتماعی و خودسرزنش‌گری
زخم‌های باز و دیر التیامرابطه جنسی دردناک (دیسپارونیا)پارگی زودهنگام کیسه آبافکار خودکشی (در موارد شدید)
کاهش یا از دست رفتن کامل لذت جنسی (آنورگاسمی)اختلال در تصویر بدنی
فیستول ادراری – تناسلی (نشت ادرار)
سنگ‌های مثانه (به دلیل احتباس ادرار)

پاسخ به این سوال بستگی زیادی به نوع ختنه انجام شده و مقدار بافتی که برداشته شده دارد. به طور خلاصه:

  • برای انواع خفیف تر (نوع I و II): تا حدی می توان با جراحی ترمیمی، ساختار آناتومیک را بازسازی کرد.
  • برای نوع شدید (نوع III): باز کردن بخیه ها و رفع انسداد واژن نه تنها ممکن است، بلکه از نظر پزشکی توصیه می شود.
  • مهم: ختنه زنان معمولاً منجر به برداشتن بافت (به خصوص کلیتوریس) می شود. جراحی های ترمیمی نمی توانند بافت از دست رفته را به طور کامل بازگردانند، اما می توانند عملکرد جنسی را بهبود بخشیده و عوارض را کاهش دهند.

سه روش اصلی برای بازگرداندن وضعیت آناتومیک و عملکردی ناحیه تناسلی پس از ختنه وجود دارد. انتخاب روش به وضعیت هر فرد بستگی دارد.

این روش مختص نوع سوم ختنه (Infibulation) است که در آن دهانه واژن با بخیه زدن لابیاها مسدود شده است. این روش بسیار رایج و ساده است و سازمان بهداشت جهانی آن را برای پیشگیری و درمان عوارض زایمانی و ادراری توصیه می‌کند.
در این روش که معمولاً با بیحسی موضعی انجام می‌شود، پزشک یک برش خطی در امتداد جای بخیه قبلی ایجاد می‌کند تا مجرای ادرار و دهانه واژن نمایان شوند. سپس لبه های برش خورده با بخیه های ظریف به دو طرف دوخته می شوند تا باز بمانند.

بعد از بهبودی، زن می تواند به راحتی ادرار کند، قاعدگی داشته باشد، رابطه جنسی برقرار کند و زایمان طبیعی داشته باشد. این روش دقیقا برای رفع انسداد ایجاد شده است، نه بازگرداندن بافت برداشته شده.

هدف این روش ظریف‌تر، بازگرداندن حس و عملکرد کلیتوریس (بخشی که معمولاً در انواع I و II برداشته می‌شود) است. بر اساس مطالعات انجام شده روی بیش از ۷۰۰۰ زن، روش استاندارد طلایی “تکنیک فولدز” است. جراح بافت اسکار سفت و عمقی را آزاد می‌کند تا بخش سالم و دست نخورده کلیتوریس که در زیر سطح دفن شده را پیدا کرده و به بیرون بیاورد. همچنین از تصویربرداری اولتراسوند با داپلر برای شناسایی عروق خونی و اعصاب اصلی استفاده می‌شود تا کمترین آسیب به آن‌ها وارد شود.

از هر ۱۰ زنی که تحت این جراحی قرار می‌گیرند، حدود ۹ نفر (۹۴ درصد) بهبود قابل توجهی را در عملکرد جنسی، لذت ارگاسم و تصویر بدنی خود گزارش می‌دهند. عوارض این جراحی نیز بسیار نادر (حدود ۳ درصد) و جزئی است.

جدیدترین روش پیشنهادی که نتایج بسیار امیدوارکننده‌ای داشته است، برای درمان جای زخم‌های سفت و فرورفته و عدم تقارن ناحیه تناسلی ناشی از انواع مختلف ختنه به کار می‌رود.
چربی از ناحیه دیگری از بدن خود فرد (مانند شکم یا ران) گرفته شده، خالص سازی می‌شود و سپس به نواحی اسکار تزریق می‌گردد. سلول‌های بنیادی موجود در چربی تزریق شده، خاصیت ترمیم بافت را دارند و باعث نرمی و انعطاف پذیری پوست اسکار می‌شوند.

این روش تصویر بدنی، کاهش درد و بهبود عملکرد جنسی بیماران را به همراه داشته است و از آنجایی که کمترین تهاجم را دارد، هزینه کمتری نیز نیاز دارد.

ختنه زنان یک سنت غلط و آسیب زننده است که در برخی نقاط ایران، به دور از چشم رسانه ها و نهادهای نظارتی، همچنان بر پیکر دختران بی دفاع انجام میشود. آمارها نشان میدهد که اگرچه در برخی مناطق کردنشین به لطف تلاش فعالان مدنی و افزایش آگاهی، موارد ختنه رو به کاهش است، اما در مناطقی مانند هرمزگان و برخی نقاط محروم دیگر، این عمل همچنان با قدرت ادامه دارد. فقدان قانون صریح و جامع در کنار سیاست سکوت و انکار دولتی، بزرگترین مانع مقابله با این پدیده است.

خیر، اما وضعیت آن در هاله ای از ابهام قرار دارد. هیچ قانون خاصی به صراحت آن را ممنوع نکرده، اما بر اساس قوانین تعزیرات و مجازات اسلامی، این عمل به عنوان “ضرب و جرح عمدی” یا “ناقص کردن عضو” قابل پیگرد قانونی بوده و مشمول پرداخت دیه میشود.

این عمل عمدتاً در استان هرمزگان (به ویژه جزیره قشم)، استانهای کردنشین (کردستان، کرمانشاه، ایلام، آذربایجان غربی) و همچنین برخی مناطق لرستان (خرمآباد و الشتر) گزارش شده است.

عوارض شامل درد شدید، خونریزی، عفونت، کیست، مشکلات ادراری، درد هنگام رابطه جنسی، کاهش لذت جنسی، ناباروری، افسردگی، اضطراب، اختلال استرس پس از سانحه و افزایش خطر مرگ مادر و نوزاد در هنگام زایمان میباشد.

خیر. در قرآن هیچ اشاره مستقیمی به این عمل وجود ندارد. بسیاری از مراجع و روحانیون برجسته (از جمله برخی علمای اهل سنت و مقام معظم رهبری) اعلام کردهاند که این عمل واجب شرعی نیست و برخی نیز فتوا به ممنوعیت آن دادهاند.

دلایل شامل باورهای غلط فرهنگی مانند: کنترل تمایلات جنسی، حفظ پاکدامنی، افزایش شانس ازدواج، باور به وجوب شرعی و برخی خرافات مانند جلوگیری از نازایی یا تولد پسر بیشتر است.

اشتراک‌ها:
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *