اینفودمیک چیست؟ چرا مردم به اینفلوئنسر بیشتر از پزشکان اعتماد می کنند؟

اگر ده سال پیش فردی دچار ریزش مو، اضافه‌وزن یا درد مفاصل می‌شد، احتمالاً اولین اقدامش مراجعه به پزشک یا جست‌وجو در وب‌سایت‌های معتبر پزشکی بود. اما امروز رفتار کاربران تغییر کرده است. میلیون‌ها نفر پیش از مراجعه به پزشک، تلفن همراه خود را برمی‌دارند و در اینستاگرام، تیک‌تاک یا یوتیوب به دنبال پاسخ می‌گردند.

این تغییر رفتار، نگرانی جدی سازمان جهانی بهداشت (WHO) را برانگیخته است. این سازمان از چند سال پیش اصطلاح Infodemic یا «همه‌گیری اطلاعات» را مطرح کرده است؛ وضعیتی که در آن حجم عظیمی از اطلاعات درست و نادرست به‌طور هم‌زمان منتشر می‌شود و تشخیص حقیقت از شایعه برای مردم دشوار می‌شود. به اعتقاد متخصصان، امروزه یکی از بزرگ‌ترین تهدیدهای سلامت عمومی، تنها خود بیماری‌ها نیستند؛ بلکه اطلاعات غلطی هستند که افراد را به تصمیم‌های اشتباه درمانی سوق می‌دهند.

واژه Infodemic از ترکیب دو کلمه Information و Epidemic ساخته شده و به شرایطی اشاره دارد که اطلاعات بی‌شمار، ضدونقیض و اغلب نادرست، فضای رسانه‌ای را اشباع می‌کنند. در چنین شرایطی افراد به جای تصمیم‌گیری بر اساس شواهد علمی، تحت تأثیر محتوایی قرار می‌گیرند که بیشترین بازدید، لایک یا اشتراک‌گذاری را داشته است. این پدیده در دوران همه‌گیری کووید-۱۹ به اوج رسید؛ زمانی که توصیه‌هایی مانند مصرف مواد ضدعفونی‌کننده، استفاده از داروهای اثبات‌نشده یا درمان‌های خانگی خطرناک میلیون‌ها بار در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد.

اما برخلاف تصور بسیاری از افراد، پایان همه‌گیری کرونا به معنای پایان این بحران نبود. اکنون موضوعاتی مانند آمپول های لاغری، مکمل‌های ضدپیری، هورمون تستوسترون، رژیم‌های غذایی افراطی، درمان‌های گیاهی سرطان و حتی سلامت روان به میدان جدید انتشار اطلاعات نادرست تبدیل شده‌اند. سرعت انتشار این محتوا به اندازه‌ای بالاست که گاهی اخبار غلط، پیش از آنکه متخصصان فرصت پاسخ‌گویی پیدا کنند، میلیون‌ها بار دیده می‌شوند.

یکی از مهم‌ترین دلایل این موضوع، تفاوت در شیوه انتقال پیام است. پزشکان معمولاً با احتیاط صحبت می‌کنند، به مطالعات علمی استناد می‌کنند و از به‌کار بردن واژه‌هایی مانند «درمان قطعی» یا «معجزه» خودداری می‌کنند. در مقابل، بسیاری از اینفلوئنسرها دقیقاً برعکس عمل می‌کنند. آن‌ها از جملاتی مانند «راز پنهان پزشکان»، «در سه روز لاغر شوید»، «این ماده سرطان را نابود می‌کند» یا «فقط با یک مکمل جوان بمانید» استفاده می‌کنند؛ عباراتی که احساس کنجکاوی مخاطب را تحریک می‌کند.

از سوی دیگر، محتوای اینفلوئنسرها معمولا ساده، کوتاه، احساسی و همراه با تصاویر جذاب است. در حالی که توضیح یک پزشک درباره مکانیسم اثر یک دارو ممکن است چند دقیقه زمان ببرد، یک اینفلوئنسر همان موضوع را در قالب یک ویدئوی ۳۰ ثانیه‌ای با موسیقی، زیرنویس و ادعاهای هیجان‌انگیز ارائه می‌کند. همین تفاوت باعث می‌شود مخاطب، حتی بدون بررسی صحت اطلاعات، بیشتر جذب محتوای ساده‌تر شود.

بسیاری تصور می‌کنند شبکه‌های اجتماعی بهترین و دقیق‌ترین محتوا را به کاربران نمایش می‌دهند، اما واقعیت این است که هدف اصلی الگوریتم‌ها، افزایش مدت‌زمان حضور کاربران در پلتفرم است، نه آموزش پزشکی. به همین دلیل، الگوریتم‌ها معمولا محتوایی را بیشتر نمایش می‌دهند که واکنش احساسی شدید ایجاد کند؛ محتوایی که باعث تعجب، ترس، خشم یا هیجان شود.

به عنوان مثال، اگر ویدئویی با عنوان «پزشکان این راز را از شما پنهان کرده‌اند» منتشر شود، احتمال کلیک روی آن بسیار بیشتر از ویدئویی با عنوان «مروری بر راهنمای درمان دیابت بر اساس دستورالعمل انجمن دیابت آمریکا» است. نتیجه این می‌شود که اطلاعات اغراق‌آمیز، حتی اگر نادرست باشند، بیشتر دیده می‌شوند و سازندگان آن‌ها نیز به تولید محتوای مشابه تشویق می‌شوند. به همین دلیل پژوهشگران علوم ارتباطات از اصطلاح اقتصاد توجه استفاده می‌کنند؛ اقتصادی که در آن جلب توجه، ارزشمندتر از صحت اطلاعات است.

اینفودمیک

از نظر روان‌شناسی، انسان‌ها تمایل دارند پاسخ‌های ساده برای مسائل پیچیده پیدا کنند. وقتی فردی سال‌ها با اضافه‌وزن، درد مزمن یا بیماری پوستی دست‌وپنجه نرم کرده است، طبیعی است که وعده «درمان قطعی در یک هفته» برای او وسوسه‌کننده باشد. این موضوع با پدیده‌ای به نام سوگیری تأییدی  نیز تقویت می‌شود؛ یعنی افراد بیشتر به اطلاعاتی توجه می‌کنند که باورهای قبلی آن‌ها را تأیید کند.

عامل دیگر، تجربه شخصی است. بسیاری از اینفلوئنسرها با جملاتی مانند «من خودم امتحان کردم و جواب گرفتم» مخاطب را متقاعد می‌کنند. اما در پزشکی، تجربه یک فرد نمی‌تواند جایگزین نتایج مطالعات علمی روی هزاران بیمار شود. ممکن است یک روش برای یک نفر مؤثر بوده باشد، اما برای فرد دیگر بی‌اثر یا حتی خطرناک باشد. همین تفاوت، مرز میان روایت شخصی و شواهد علمی را مشخص می‌کند.

اگر تصور می‌کنید اطلاعات نادرست پزشکی فقط به توصیه‌های عجیب درباره سرماخوردگی محدود می‌شود، کافی است نگاهی به ترندهای چند سال اخیر بیندازید. از نوشیدن آب اکسیژنه و رژیم‌های افراطی گرفته تا مصرف خودسرانه داروهای لاغری، تزریق تستوسترون، پپتیدهای ضدپیری و مکمل‌هایی که هیچ پشتوانه علمی ندارند، همگی ابتدا در شبکه‌های اجتماعی محبوب شدند و سپس به مطب پزشکان و اورژانس‌ها راه پیدا کردند.

یکی از تازه‌ترین نمونه‌ها، ترند T-Maxxing بود؛ موجی که مردان را به افزایش حداکثری تستوسترون تشویق می‌کرد. هم‌زمان، داروهای GLP-۱ مانند اوزمپیک و تیرزپاتاید نیز به سوژه میلیون‌ها ویدئو تبدیل شدند. در بسیاری از این محتواها، داروهای تجویزی به‌عنوان «راه‌حل سریع لاغری» معرفی شدند و حتی برخی کاربران روش‌های خطرناک افزایش دوز یا مصرف بدون نسخه را آموزش می‌دادند. این روند باعث شد مراکز درمانی در کشورهای مختلف افزایش موارد مصرف نادرست این داروها را گزارش کنند.

یکی از دلایل اصلی گسترش اطلاعات نادرست، مدل اقتصادی شبکه‌های اجتماعی است. هرچه یک ویدئو بیشتر دیده شود، احتمال کسب درآمد از تبلیغات، همکاری با برندها و فروش محصولات نیز بیشتر می‌شود. بنابراین، برای برخی تولیدکنندگان محتوا، هدف اصلی آموزش نیست؛ بلکه جلب توجه است.

به همین دلیل، بسیاری از اینفلوئنسرها ابتدا یک مشکل رایج را بزرگ جلوه می‌دهند؛ مثلاً می‌گویند «۹۰ درصد مردم کمبود منیزیم دارند» یا «پزشکان این راز را به شما نمی‌گویند». سپس در پایان ویدئو، مکمل، دوره آموزشی یا برنامه غذایی خود را معرفی می‌کنند. این روش، سال‌هاست در تبلیغات استفاده می‌شود، اما وقتی وارد حوزه سلامت می‌شود، می‌تواند تصمیم‌های درمانی افراد را تحت تأثیر قرار دهد.

تا چند سال پیش، تولید محتوای پزشکی نیاز به زمان، دانش و حضور یک فرد مقابل دوربین داشت. اما اکنون با ابزارهای هوش مصنوعی، تنها در چند دقیقه می‌توان یک «پزشک مجازی» ساخت که با چهره‌ای کاملا واقعی درباره درمان بیماری‌ها صحبت کند.

تازه‌ترین تحقیقات نشان داده‌اند که ویدئوهای تولیدشده با هوش مصنوعی با ظاهر پزشکان واقعی، میلیون‌ها بار در تیک‌تاک دیده شده‌اند. برخی از این ویدئوها ادعاهای کاملا نادرستی مانند ارتباط دئودورانت با سرطان، درمان بیماری‌ها با نوشابه یا معرفی محصولات خیالی ضدپیری را منتشر می‌کردند. متخصصان سلامت این روند را «تهدیدی جدی برای سلامت عمومی» توصیف کرده‌اند، زیرا تشخیص پزشک واقعی از شخصیت ساخته‌شده با هوش مصنوعی برای بسیاری از کاربران دشوار شده است.

پزشکان معمولا بر اساس شواهد علمی صحبت می‌کنند. آن‌ها برای هر ادعا به مطالعات، راهنماهای بالینی و نتایج تحقیقات استناد می‌کنند و در بسیاری از موارد نیز می‌گویند «هنوز شواهد کافی وجود ندارد». این نوع پاسخ، هرچند از نظر علمی صحیح است، اما برای فضای شبکه‌های اجتماعی جذابیت کمتری دارد.

در مقابل، اینفلوئنسرها معمولا با اطمینان کامل صحبت می‌کنند. آن‌ها از عبارت‌هایی مانند «۱۰۰ درصد تضمینی»، «درمان قطعی» یا «فقط این کار را انجام دهید» استفاده می‌کنند. از نظر روان‌شناسی، مغز انسان معمولا به پیام‌های قطعی بیشتر از پیام‌های محتاطانه واکنش نشان می‌دهد. همین موضوع باعث می‌شود محتوای ساده و قاطع، حتی اگر نادرست باشد، سریع‌تر از توضیح علمی منتشر شود.

تأثیر اطلاعات غلط فقط در حد گمراه شدن کاربران نیست. گاهی این اطلاعات باعث می‌شود افراد درمان مؤثر را به تعویق بیندازند، داروی خود را قطع کنند یا به سراغ روش‌هایی بروند که نه‌تنها فایده‌ای ندارند، بلکه خطرناک نیز هستند.

سازمان جهانی بهداشت هشدار داده است که «اینفودمیک» می‌تواند باعث سردرگمی، کاهش اعتماد به نظام سلامت و انجام رفتارهای پرخطری شود که سلامت افراد را تهدید می‌کنند. پژوهش‌های مختلف نیز نشان داده‌اند که انتشار گسترده اطلاعات نادرست، تصمیم‌گیری آگاهانه بیماران را دشوار می‌کند و حتی می‌تواند اثربخشی برنامه‌های سلامت عمومی را کاهش دهد.

اولین سؤال این است که گوینده چه کسی است؟ آیا فرد واقعا پزشک یا پژوهشگر است یا صرفا یک تولیدکننده محتوا؟ داشتن میلیون‌ها دنبال‌کننده، به معنای داشتن تخصص پزشکی نیست.

دومین سؤال این است که آیا برای ادعا، منبع علمی ارائه شده است؟ اگر فردی ادعا می‌کند یک ماده غذایی سرطان را درمان می‌کند یا یک مکمل جایگزین دارو است، باید بتواند به مطالعات معتبر، راهنماهای درمانی یا مقالات علمی استناد کند. اگر تنها مدرک او تجربه شخصی یا نظرات کاربران باشد، باید با احتیاط به آن نگاه کرد.

همچنین اگر در همان ویدئو محصولی برای فروش معرفی می‌شود، احتمال وجود تعارض منافع را نیز باید در نظر گرفت. بسیاری از توصیه‌های پزشکی در فضای مجازی، در نهایت به فروش مکمل، دوره آموزشی یا برنامه غذایی ختم می‌شوند.

کارشناسان معتقدند حذف کامل اطلاعات نادرست تقریبا غیرممکن است، اما می‌توان سرعت انتشار آن را کاهش داد. سازمان جهانی بهداشت و نهادهای علمی از شبکه‌های اجتماعی خواسته‌اند منابع معتبر سلامت را بیشتر به کاربران نمایش دهند و با برچسب‌گذاری یا حذف محتوای خطرناک، از انتشار گسترده ادعاهای بی‌پشتوانه جلوگیری کنند.

از سوی دیگر، بسیاری از پزشکان نیز معتقدند جامعه پزشکی باید شیوه ارتباط خود را تغییر دهد. کاربران امروز به دنبال محتوای کوتاه، قابل فهم و تصویری هستند. اگر پزشکان نتوانند اطلاعات علمی را با زبانی ساده و جذاب ارائه کنند، این فضا همچنان در اختیار افرادی خواهد بود که هدف اصلی‌شان جذب بازدید است، نه آموزش سلامت.

بحران اطلاعات نادرست پزشکی دیگر یک مشکل حاشیه‌ای نیست؛ بلکه به یکی از مهم‌ترین چالش‌های سلامت در عصر دیجیتال تبدیل شده است. امروز بسیاری از افراد پیش از مراجعه به پزشک، پاسخ پرسش‌های خود را از اینستاگرام، تیک‌تاک یا یوتیوب می‌گیرند؛ جایی که مرز میان آموزش علمی، تبلیغات و اطلاعات جعلی روزبه‌روز کمرنگ‌تر می‌شود.

شاید مهم‌ترین مهارت سلامت در سال‌های آینده، تنها دانستن نام بیماری‌ها یا داروها نباشد؛ بلکه توانایی تشخیص اطلاعات معتبر از اطلاعات گمراه‌کننده باشد. در دنیایی که هر فردی می‌تواند خود را «کارشناس سلامت» معرفی کند، تفکر انتقادی و مراجعه به منابع علمی معتبر، بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده است.

اینفودمیک به انتشار بیش از حد اطلاعات، شامل اطلاعات درست و نادرست، گفته می‌شود که تشخیص حقیقت را برای مردم دشوار می‌کند و ممکن است بر تصمیم‌های سلامت اثر منفی بگذارد.

زیرا الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی معمولاً محتوایی را تقویت می‌کنند که تعامل بیشتری ایجاد کند؛ حتی اگر از نظر علمی دقیق نباشد.

خیر. برخی پزشکان و متخصصان نیز در شبکه‌های اجتماعی فعالیت می‌کنند و محتوای علمی تولید می‌کنند. مشکل زمانی ایجاد می‌شود که افراد فاقد صلاحیت، توصیه‌های پزشکی را به‌عنوان حقیقت قطعی ارائه دهند.

بررسی تخصص گوینده، وجود منابع علمی معتبر، همخوانی با راهنماهای درمانی و پرهیز از اعتماد به ادعاهای اغراق‌آمیز، از مهم‌ترین معیارها برای ارزیابی اعتبار اطلاعات پزشکی هستند.

اشتراک‌ها:
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *